ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
472
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
آن را تحصيل نمايد . پس مطلق كمال نزد او محبوب است ، جز اينكه جستجوى او به كمالى كه براى او ممكن است تعلَّق مىگيرد ، و از جمله كمالات ممكن در حق او اين است كه نوعى استيلا بر موجودات پيدا كند ، و اين نزد او محبوب و براى او مطلوب است . و موجودات تقسيم مىشوند به آنچه تغيير ناپذير است ، مانند ذات و صفات واجب و عالم مجردات ، و آنچه تغيير مىپذيرد ولى خلق نمىتواند بر آن استيلا و تصرف نمايد ، مثل آسمانها و ستارگان و ملائكه و جن و شياطين و كوهها و درياها و غير اينها ، و آنچه تغييرپذير است و بندگان مىتوانند بر آن استيلاء پيدا كنند ، مانند زمين و عناصر آن و معادن و گياهان و حيوانات ، و از جمله دلها و نفوس آدميان كه اينها نيز مانند اجسادشان و اجساد ديگر حيوانات تغيير و تأثير مىپذيرند . و انسان چون نمىتواند بر همه چيز استيلا پيدا كند در جستجوى آن برنمىآيد ، بلكه دوست دارد كه به نوعى استيلا كه در حق او ممكن است دست يابد ، و استيلائى كه براى او نسبت به دو قسم اول ممكن است احاطهء علمى و اطَّلاع بر اسرار آنهاست ، كه اين خود نوعى استيلاست . زيرا آنچه مورد احاطهء علمى است تحت قدرت در مىآيد ، و عالم گوئى بر آن مستولى است . و از اين رو انسان دوست دارد كه واجب تعالى و ملائكه و آسمانها و ستارگان و شگفتيهاى ملك و ملكوت را بشناسد ، زيرا اين نوعى استيلاست ، و استيلا نوعى كمال است . امّا نسبت به قسم سوم ، براى وى ممكن است كه زمينها و املاك را تحت تصرف در آورد و در آنها كشت و زرع كند ، و اجساد حيوانى و گياهى و جمادى را با سوار شدن و حمل كالا و ديگر تصّرفات مورد استيلا و بهره بردارى قرار دهد ، و جانها و دلهاى آدميان را با اشاره و ارادهء خود به وسيلهء اعتقادى كه به كمال او دارند مسخّر خود سازد . و چون اين نوع استيلاء نوعى كمال است ، انسان اين استيلاء بر اموال و دلها را دوست دارد ، اگرچه براى خوراك و پوشاك و خواهشهاى نفسانى خود به آنها نيازى نداشته باشد ، و بدين جهت خواهان برده گيرى و لو با قهر و غلبه است .